تبليغاتX
پاتوق سرای خداجویان
 

آیا میدانید که حروف ابجد چه کار بردی دارند .؟

آیا میدانید که با حروف ابجد میتوانیم از طبع چهار گانه (آتشی.خاکی.بادی.ابی.) انسانها با خبر شویم .؟

آیا میدانید که با حروف ابجد میتوانیم از ستاره زندگی همدیگر با خبر شویم؟

آیا میدانید که با حروف ابجد میتوانیم بدانیم که زندگی با زوج آینده چگونه خواهد بود؟

حروفات و اعداد ابجد صغیر

الف    ب    ج    د    ه    و    ز    ح    ط   ی    ک    ل

۱       ۲    ۳    ۴    ۵    ۶   ۷    ۸    ۹   ۱۰    ۸    ۶ 

م    ن    س    ع     ف     ص     ق     ر    ش     ت

 ۴   ۲     ۰     ۱۰    ۸      ۶      ۴      ۸     ۰      ۴

ث    خ     ذ     ض     ظ     غ

 ۸    ۰     ۴     ۸       ۰     ۴

******************************************

حروفات و اعداد ابجد کبیر یا جمل

الف     ب     ج     د     ه      و      ز     ح     ط     ی  ۱      ۲     ۳     ۴     ۵      ۶     ۷     ۸     ۹     ۱۰

ک       ل       م       ن     س       ع       ف      ص

۲۰      ۳۰     ۴۰     ۵۰     ۶۰     ۷۰      ۸۰      ۹۰   

ق       ر        ش       ت       ث        خ       ذ

۱۰۰     ۲۰۰   ۳۰۰    ۴۰۰     ۵۰۰    ۶۰۰    ۷۰۰

ض      ظ       غ

۸۰۰   ۹۰۰    ۱۰۰۰ .

******************************************

اگر بخواهیم طبع کسی را به دست آوریم از اعداد حروف ابجد صغیر استفاده میکنیم

و اگر بخواهیم از طالع و یا ستاره کسی را بدانیم از اعداد حروف ابجد کبیر استفاده میکنیم.

در بدست آوردن طبع خود و دیگران به طریق ذیل عمل میکنیم .

اول اعداد حروفات نام خود و نام مادرمان را از  ابجد صغیر استخراج میکنیم سپس  اعدادرا جمع کرده تقسیم کرده بر ۱۲ تقسیم میکنیم باقی مانده به شرح ذیل طبع

ما خواهد بود و در به دست آوردن طبع دیگران نیز به همین منوال عمل میکنیم .

اگر باقیمانده یک باشد طبع آتشی است.یعنی تند خو و آتش مزاج است.

=======دو======خاکی ====.یعنی یک دنده و لجباز است.

======سه ======بادی=====.یعنی مثل باد به هر طرف میوزد .دهن بین.

=====چهار=======آبی=====.یعنی ملایم و مثل آب روان مطیع است .

=====پنج=======آتشی====.

====شش======خاکی ====.

====هفت ======بادی=====.

====هشت=====آبی ======.

====نه =======آتشی=====.

====ده=======خاکی=====.

====یازده=====بادی=======.

====دوازده ====آبی =======.

اگر در جایی سوالی پیش آمد میتوانید سوال خود را مطرح و جواب را دریافت کنید.

اگر خواستید ستاره زندگی خود را و همسر آینده و یا..... را بدانید نام خود و نام مادر خود و نام طرف و نام مادر طرف را از اعداد ابجد کبیر استخراج کرده تمامی اعداد را جمع کرده تقسیم بر پنج کرده باقی مانده هرچه باشد به شرح ذیل خواهد بود .

اگر باقیمانده ۱و۳و۵ باشد این دو نفر به هم اگر برسند زندگی خوبی خواهند داشت و تا آخر باهم زندگی میکنند.

اگر باقیمانده ۲و۴ باشد این دو نفر به هم نمی رسند و اگر روی اجبار و اکراه به هم برسند زندگی آنها دوامی نخواهد داشت و اگر یک روز از عمر آنان مانده باشد از هم جدا خواهند شد .

اگر باقیمانده ۰ (صفر) با شد به علت دخالت اعضای خانواده یکی از طرفین زندگی آنان همیشه در قهر و آشتی خواهد بود که در این صورت یک هفته خوش باشند یک هفته باهم یا قهر و یا در گیری خواهند داشت .

اگر خواستید صحت این قائده هارا بدانید میتوانید در مورد کسانی که طلاق گرفته اند و یا ازدواج آنان صورت نگرفته است و یا همیشه زندگی آنان در فهر و آشتی است امتحان کنید .

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 19:30 |
 

آیا میدانید که حروفات ابجد چه کار بردی دارند؟

۱-با حروف ابجد میتوان فهمید که دوست شما (دختر یا پسر)از طبایع چهار گانه کدام طبع را دارد . آتشی . خاکی . بادی . آبی.

برای دانستن طبع شخصی باید اسم او واسم مادرش را به حساب ابجد صغیره حساب کرد تا طیع او مشخص شود .

۱- طبع آتشی .به کسی میگویند که تند خو بوده و مثل آتش است و به هنگام بحث و جدل برافروخته میشود و اگردر خانه ای مردی آتشی باشد  در آن خانه مرد سالاری است و اگر زن آتشی باشد زن سالاری.

۲-طبع خاکی. به کسی میگویند که هر چه را بخواهد باید انجام شود و تا آن کار را انجام ندهد آسوده نمیشود مثل آدم یک دنده.اگر مرد خاکی باشد وای به حال زن و اگر زن خاکی باشد وای به حال مرد .

۳-طبع بادی . به کسی میگویند که مثل باد است از هر طرف باد بوزد به آن طرف مایل میشود و معمولا این گونه افراد دهن بین هستند .

۴-طبع آبی. به کسی میگویند که مثل آب روان و با سه طبع بالا سازگاری دارد و هر کسی طبع آبی داشته باشد باید بله و چشم گفتن را خوب یاد بگیرد چون همیشه مظلوم واقع میشود .

و کاریرد دیگر ابجد این است میشود فهمید با کسی که ازدواج میکنید ستاره شما با او  جفت است و تا آخربا هم  زندگی میکنید یانه که آن هم با ابجد کبیره معلوم میشود که اسم خود و اسم مادر خود و اسم طرف و اسم مادر طرف را با ابجد کبیره حساب میکنند تا نتیجه معلوم شود .

وکار برد دیگر ابجد این است که میشود فهمید زن زود میمیرد یا مرد .

در صورتیکه دوستان نیاز داشته باشند میتوانند خواسته خودرا مطرح و جواب را خصوصی دریافت دارند .

قبل از هر اقدامی اول مشورت و بعد اقدام که پشیمانی سودی نخواهد داشت .

حروفات ابجد صغیر

الف    ب    ج    د   ه   و   ز   ح  ط   ی   ک   ل  م   ن  س  ع   ف  ص 

 ۱      ۲     ۳   ۴   ۵   ۶   ۷   ۸  ۹  ۱۰    ۸   ۶   ۴   ۲   ۰   ۱۰  ۸    ۶

ق   ر   ش   ت   ث   خ  ذ  ض  ظ   غ

 ۴   ۸    ۰    ۴    ۶   ۰  ۴   ۸   ۰   ۴

حروفات و اعداد ابجد کبیر یا جمل

الف     ب      ج     د     ه     و     ز      ح     ط     ی      ک      ل    

 ۱      ۲       ۳     ۴     ۵     ۶    ۷      ۸     ۹      ۱۰     ۲۰     ۳۰

 م      ن       س        ع        ف       ص     ق        ر       ش        ت

 ۴۰   ۵۰      ۶۰        ۷۰      ۸۰       ۹۰     ۱۰۰     ۲۰۰     ۳۰۰      ۴۰۰

ث       خ        ذ       ض        ظ         غ

۵۰۰   ۶۰۰    ۷۰۰     ۸۰۰     ۹۰۰      ۱۰۰۰

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 17:42 |

زنان بدون مردان

پشت سر هر مرد بزرگ يك زن بزرگ است و پشت سر هر زن بزرگ يك مرد بي‏عرضه.

زنان و مردان

زنان معمولاً در مورد شوهرشان فاشيستند، اما در مورد شوهر ديگران دموكراتند. البته مردان هم

همينطورند.

زنان و شوهران

براساس آمار زنان ده سال پس از مرگ شوهرشان زنده مي مانند. و ده سال زندگي آرام پس از مرگ

شوهر بزرگترين پاداش طبيعت به رنج‏هاي يک زن براي سالها تحمل يک مرد است.

مرد باهوش

آقاي سياستمدار موفق آرزو کرد ده برابر باهوش شود، يک تاجر موفق شد. آرزو کرد صد برابر باهوش

شود، هنرمند بزرگي شد. آرزو کرد هزار برابر باهوش شود، زن شد.

بهشت زنان

بهشت زير پاي مادران است. احتمالا به همين دليل در بهشت درمقابل هر مرد ده زن وجود خواهد داشت.

زنان فيلسوف

در تمام تاريخ فلسفه حتي يک زن را هم نمي توانيد پيدا کنيد واقعا مردها دلشان به همين چيزهاي احمقانه

خوش است.

عزيزم! بهت نياز دارم

علت اينکه مردان به زنان نياز دارند اين است که نمي دانند بدون يک زن چطور مي شود زندگي کرد. وعلت

اينکه زنان به مردان نياز دارند، اين است که از جابجاکردن اشياء سنگيني مثل يخچال و مبل وکمد خوششان نمي آيد.

گرايش فلسفي

فقط يک مرد وقتي زني بداخلاق داشته باشد مي تواند فيلسوف بزرگي شود، اما اگر زن خوش اخلاقي داشته باشد مثل آدم زندگي اش را مي کند.

عاشقانه اي براي تو

اکثر شاعران مرد براي زنان اشعار عاشقانه مي سرايند و اکثر شاعران زن از قول مرداني که براي زنان

شعر عاشقانه مي سرايند، شعرهايشان را مي نويسند.

شروع تازه

يک مرد پس از فوت زنش با يادآوري خاطرات شيرين زندگي زناشويي دوباره ازدواج خواهد کرد اما يک زن

پس از مرگ شوهرش با عبرت گرفتن از دوران اسارت! هرگز دنبال شوهر دوم نخواهد رفت.

عشق

يک مرد با شنيدن صداي يک زن جذب او مي شود.با ديدن او عاشقش مي شود.با شنيدن صحبت
هايش ديوانه مي شود.در صورت نرسيدن به او وحشي مي شود! و در صورت رسيدن به او رام ميشود.

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 22:46 |
حکما گفته اند که هر که در او شش صفت باشد قابل آن است که با او دوستی کنند٬

اول آنکه بر عیبی اطلاع یابد٬ ظاهر نکتد.

دوم انکه ٬چون بر هنری واقف شود ٬اندک را بسیار اظهار کند .

سوم آنکه ٬بکسی احسان کند ٬ هر گز اظهار ننماید.

چهارم ٬آنکه اگر کسی به او احسان کند ٬هرگز فراموش نکند .

پنجم ٬ آنکه اگراز کسی گناهی نسبت به او سر بزند ٬ عفو نماید.

ششم ٬ آنکه اگر کسی از او عذر خواهد بپذیرد.

پیامبر اکرم (ص)فرمودند٬ جاهل به شش چیز شناخته میشود ٬

اول غضب کردن بیجا .

دوم٬ تکلم کردن بیفایده.

سوم٬ عطا کردن در غیر محل .

چهارم ٬فاش کردن راز .

پنجم٬ اعتماد نمودن به هر کس .

ششم٬ نشناختن دشمن خودرا از دوست.

دوستی با ناتوانان مایه روشندلی است              موم چون با رشته سازد شمع محفل میشود

مگو نا خوش که پاسخ نا خوش آید                    به کوه آواز خوش ده تا خوش آید

با دیگران مکن آنچه میخواهی با تو نکنند.

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 15:29 |
 ای راهنما دمی به من یاری کن    بیچاره و بی کسم تو غمخواری کن

بردر گه ناکسان خدایا مفرست      بی منت خلق روزیم جاری کن

                            ************

یارب تو رئوف و ذولجلال و صمدی

                                        بر بندهء عاجزت بفرما مددی

با فضل و کرم در گذر از عصیانم

                                        غیر از تو معین خود نبینم احدی

                           ************

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 23:52 |
این روایت را از قول مولا علی علیه السلام دیدم حیفم اومد آپ نکنم.

مراقب افکارت باش که گفتارت میشود.

مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود.

مراقب رفتارت باش که عادتت میشود.

مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود.

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.

 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 17:43 |

مادر من فقط یک چشم داشتمادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می‌پخت

یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه؟

به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم. كاش زمین دهن وا میكرد و منو .. كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...


روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی‌میری؟
اون هیچ جوابی نداد....
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانی بودم .
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم


سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی...
از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا، اونم بی‌خبر
سرش داد زدم ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!" گم شو از اینجا! همین حالا
اون به آرامی جواب داد: " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .


یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .
بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون؛ البته فقط از روی كنجكاوی .
همسایه ها گفتن كه اون مرده
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم

اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم،
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی
به عنوان یك مادر نمی‌تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو
برای من افتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

با همه عشق و علاقه من به تو.

این بود جواب محبتهای مادر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 19:0 |

10 آهوي وحشي، مهريه يک زن جوان 

زني به خاطر اختلاف با شوهرش مهريه خود را که 10 راس آهوي وحشي است به اجرا گذاشت.

در جريان رسيدگي به اين پرونده که در شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده ونک انجام شد، زني به نام زليخا خواستار دريافت مهريه اش که 10 راس آهوي وحشي است، شد.

او به قاضي حسن عموزادي گفت؛ من و شوهرم غلامرضا حدود دو سال است که در تهران سکونت داريم. قبل از اين در يکي از شهرستان هاي کوچک اطراف بوشهر زندگي مي کرديم و همسرم در يکي از اداره هاي دولتي مشغول به کار بود اما محل کار او به تهران منتقل شد و مجبور شديم به اينجا بياييم. چند ماه اول زندگي مان به خوبي گذشت اما شغل غلامرضا باعث شده بود کمتر همديگر را ببينيم. او صبح خيلي زود به سرکار مي رفت و شب ها هم تا ديروقت آنجا بود. وقتي هم که به خانه مي آمد فقط فرصت داشت شام بخورد و بخوابد. تحمل چنين وضعي برايم خيلي سخت بود.

من در تهران کسي را ندارم و از صبح که همسرم بيرون مي رفت منتظر مي ماندم زودتر برگردد اما وقتي هم که به خانه مي آمد، خسته بود و با من حرف نمي زد. اين شرايط ادامه داشت و هر روز روابط ما سردتر مي شد. در حالي که دو سال اين وضع را تحمل کرده بودم يک شب غلامرضا طبق معمول ديروقت به خانه آمد. او خسته به نظر مي رسيد و من سعي کردم با او کمي شوخي کنم تا خستگي از تنش بيرون بيايد اما وي برخورد تندي با من کرد. غلامرضا گفت همسران همکارانش تحصيلات بالا دارند و از اينکه من ديپلمه هستم ناراضي است. گاهي بين ما درگيري هاي جزيي پيش مي آمد ولي آن شب رفتار غلامرضا به حدي زننده بود که شبانه از خانه خارج شدم و به منزل پدرم در شهرستان برگشتم. زليخا ادامه داد؛ هنگام عقدمان من مهريه ام را 10 راس آهوي وحشي تعيين کرده بودم و الان هم به خاطر بدرفتاري هاي شوهرم قصد دارم مهريه ام را اجرا بگذارم. به دنبال اظهارات اين زن قاضي عموزادي رسيدگي به اين پرونده را به جلسه بعد موکول کرد.منبع:اعتماد

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 16:41 |
 دوستان عزیز حتما این شعر فکاهیرا بخوانید

                              

    فکاهی جشن عقد و عروسی

ای جوان زن از پی رفع هوسرانی بگیر

لیک دستوری زمن ای مرد ایمانی بگیر

اولا، کن خواستگاری دختر فامیل خویش

چونکه اخلاق و مرامش خوب میدانی بگیر

ثانیا ،کن خواستگاری دختر همسایه را

پس عنان از دست خواهشهای نفسانی بگیر

ثالثا،  گر دختر هالو به عالم   طالبی

ازبرای   تجربه  جانا  بیابانی  بگیر

رابعا،ای مرد دانشمند با فضل و کمال

دختر فهمیده گر خواهی توتهرانی بگیر

دختر یزدی برایت خوب قلیان چاق کند

پسته گر خواهی خوری بسیار،دمغانی بگیر

آش قنوید اگر خواهی قمی کن اختیار

گر که قالی باف میخواهی تو کاشانی بگیر

کته ماهی گرکه میخواهی خوری،روزوشب

رشتی یا مازندرانی را برو انی بگیر

اززنان ساده لوح خواهی اگر،قزوین بود

گرکه میخواهی زن دانا همدانی بگیر

گرکه میخواهی بگیری یک زن زبروزرنگ

یا زسمنان یا زگرگان یا خراسانی بگیر

سبزه و شیرین زبان و با نمک خواهی اگر

دخت کرمانشاه و آبادان و شمرانی بگیر

دخت شیرازی سر پیری تورا حال آورد

با وفا خواهی اگر بشنو تو کرمانی بگیر

گرکه خواهی یکزن حاضر جواب و نا قلا

گرچه میترسم بگویم رو صفاهانی بگیر

گر تمیزوبا هنر خواهی خبردارت کنم

یا برو تبریز یا که دخت زنجانی بگیر

گرکه خواهی یک زن بیدردسر رو صیغه کن

لیک چون آشیخها اورا به پنهانی بگیر

گرقناعت پیشه باشی چهار زن عقدی بس است

ور طمع کاری به صیغه هرچه بتوانی بگیر

الغرض هر دختریرا   مینمایی   انتخاب

همچو این مجلس برایش جشن اعیانی بگیر

شیروکاکائووشربت و شیرینی و بستنی

پرتقال شهسوار و سیب لبنانی   بگیر

پس نگه دار از برای شام جمع دوستان

بهرشان آنگه چلو با برگ سلطانی بگیر

گر که میخواهی نمایی دوستانرا مستفیض

دعوت از آقای قاری در ثنا خوانی بگیر

شاه داماد،گرتومیخواهی دهی انعام ما

پرشیاوزانتیاو آزارو، رو زکمپانی بگیر.

 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 14:56 |
 

 عید سعید فطر برهمه دوستان وبلاگی مبارک باد

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 0:1 |
شهادت حضرت علی (ع)تسلیت باد ....
                         بسم الله القاصم الجبارین

 

گویند علی (ع) را که خدا بود ، نبود

گویند که از خدا جدا بود ، نبود

من در عجبم میان این بود و نبود

این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!

سالروز شهادت یگانه حامی یتیمان بر همه دوستدارانش تسلیت باد .

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 1:37 |
اشعار
 

                                 ****************************

درمقامی که کنی قصد گناه                              گر کند کودکی از دور نگاه

بی تامل   زگناه     در گذری                              پرده عصمت   خودرا ندری

شرم بادت که خداوند جهان                               که بود خالق   اسرار ونهان

بر تو باشد نظرش بی گه گاه                             تو کنی در نظرش قصد گناه؟

                                ****************************

تطف حق با تو مداراها کند                               چون که از حد بگذرد رسوا کند

                               ***************************

  غم روزی مخور بر هم نزن اوراق دفتررا                که قبل از طفل یزدان پر کن پستان مادررا

                               ***************************

گر تورا طفلی بگوید ای فلان                               عقربی بر جامه ات دیدم روان

بی تامل جامه را بیرون کنی                               پیروی بر قول او مجنون کنی

این همه اقوال پیغمبر  که هست                         نزد تو از قول طفلی کمتر است ؟

                             ***************************

چراوقتی که    راه زندگی      هموار میگردد                       بشر تغییرحالت میدهد خونخوار میگردد

به وقت عیش و عشرت مینوازد ساز بدمستی                 به وقت تنگدستی مومن وخونخوارمیگردد؟

                            ***************************

جهان سربسر حکمت وعبرت است                             چرا بهره ما همه غفلت است

                            ***************************

آنکس که بداند وبداندکه بداند                                     اسب طرب خویش بگردون بجهاند

آنکس که بداندونداند که بداند                                     بیدارکنش زود که   تا خفته نماند

آنکس که نداندو بداند که نداند                                    لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که نداند ونداند که نداند                                    درجهل مرکب ابد    الدهر     بماند

                           **************************   

 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 18:49 |
لطایف
۱-شخصی زنی زشت رو وبداخلاق در سفر داشت.روزی در مجلسی نشسته بود که غلامش دوان دوان بیامد که ای خواجه خاتون به خانه فرود آمد،گفت ای کاش خانه به خاتون فرود آمده بود.

۲-شخصی پیش طبیب رفت وگفت موی ریشم درد میکند ،پرسید چه خورده ای ؟گفت نان یخ ،گفت برو بمیر که نه دردت به آدمی میماند ونه خوراکت.

۳- از شخصی پرسیدندزمانی که برادرت مرد برای زنش چه گذاشت ؟گفت ،چهارماه و ده روز عده.

۴-از پدری خری پیر به میراث رسید .سالهااوراکاه وجو میداد وحرمت بسیار میکرد ولکن هیچ نفعی از سواری وبارکشی او نداشت .به او گفتنداین خررا برای چه میخواهی ؟بفروش،گفت چون بوی پدرم از او میاید مضایقه دارم که او را بفوروشم.

۵-شخصی در مراسم تدفین سومین همسر یکی از بستگانش حضور یافت وقتی به خانه باز گشت سخت متاثر واندوهناک بود .زنش علت تاثر اورا پرسید ،گفت چرا متاثر نباشم زیرا او تاکنون سه بارمرا در چنین مراسمی دعوت کرده است و من هنوز نتوانسته ام یکبار ازاو چنین دعوتی بعمل آورم.

۶-از شخص طماعی پرسیدندکه از خودت طماعتر دیده ای ؟گفت بلی روزی در خانه به عیالم گفتم کاش در خانه گوشتی بود که آنرا طبخ نموده و ابگوشتی فراهم میکردیم .ناگاه زن همسایه آمد گفت خواهش دارم قدری از آن ابگوشت به من بدهید.

۷- شخصی چاهی در خانه خود کند و معرکه خاکش را داشت .از یکی مشورت کرد ،گفت چاهی دیگر بکن و آن خاک را در آن بریز.

۸-پیر مردی خواست پسرش را تنبیه کند ،پسر از پیش او گریخت و وارد مسجدی شد .پیر مرد نزدیک در مسجد آمده و سر در درون مسجد کرده به پسر آواز داد که ای فلان فلان شده بیا بیرون وبعد از هفتاد سال پای مرا به مسجد باز نکن.

۹-از زنی پرسیدند که خوشترین ساعات زن چه موقعی است گفت موقعی که بزاز برای آنها پارچه زرع میکند.

۱۰-مردی گفت دیشب خواب دیدم نصف آن راست ونصفش دروغ است . گفتند چگونه میشود،گفت درخواب دیدم که گنجی پیدا کرده ام و بر دوش خود کشیده به خانه میبردم ازبس سنگین بودخودرا نجس کردم . چون از خواب بیدار شدم دیدم که ریده ام و لباسهایم نجس شده ولی از گنج اثزی نیست.

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 18:47 |
 
نصایح
 
۱-لقمان حکیم پسر خودرا وصیت کرد که ای جان پدر دو چیز را فراموش نکن ، خدارا ومرگ را .دو چیز را فراموش بکن ،نیکی که به کسی میکنی وبدی که کسی به تو میکند . وچون در مجلسی داخل شوی زبان خود را نگه دار .وچون به خانه مردم داخل شوی چشم خودرا نگه دار .و چون بر سر سفره مردم حاضر شوی شکم خود را نگه دار .و چون به نماز مشغول گردی دل خود را نگه دار.

۲- چهار چیز است که پشت مرد را میشکند .دشمن بسیار،وام بیشمار ،فرزند بسیار ،زن نا سازگار.

۳-حکما گفته اند که طالب دنیا همیشه گرفتار اندوه و ملال است زیرا که تا نیافته است در آزارخواهش

آنست و چون یافت در اندیشه محا فظت آن ، و چون محافظت نمود غمگین است که به دیگری خواهد گذاشت.

۴-حکما گفته اند ، هر سخنی که از ذکر خالی است لغو است .و هر خموشی که از فکر خالی است سهو است . و هر نظری که از عبرت خالی است لهو است .

۵-هرگاه کسی تخم مرغ خورده باشد ولو یک شبانه روز هم گذشته باشد اگر حجامت کند چه بسا موجب هلاکت خواهد بود.باید بیش از دو روز فاصله باشد.

۶-هرچه از روی رغبت واشتها بخوری پش تو انرا خورده ای و آنچه بدون رغبت بخوری پش او ترا خورده است .

۷- هر گاه بر گ ریواس را بکوبند واب آنرا بر موی بمالند هر گز سفید نشود.

۸-آدمی مال دنیارا برای سه کس جمع میکند که همه با او دشمنند. شوهر زن-زن پسر-وشوهر دختر.

۹-دو چیز آبرورا زایل کند یکی بسیار دروغ گفتن و دیگری با نا کسان ستیزه کردن.

۱۰-چهار چیز آبرو را بیافزاید ، وفاداری-بردباری-سخاوت-نیک رای بودن.

سه نفر از مردمان هستند که آنهارانباید در حالت غضب ملامت نمود ،مریض-مسافر- روزه دار.

۱۱-گویند که اگر زرده تخم مرغ را که با دارچین مخلوط شده باشد سه روز پی درپی بخورند فربه شود.

۱۲-جهت سفید کردن دستها ،سیب زمینی را در آب جوشانیده و چون خوب پخته شد پوست انرا برداشته وآنرا در قدری شیر حل کرده پس با آن شیر دستها ر ا مالیده و بعد از ده دقیقه با آب بشویندنافع است . روزی یک مرتبه تا اخذ نتیجه تکرار شود.

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 19:12 |
 
 
 
 
بسمالله الرحمن الرحیم


دعا

"ادعونی استجب لکم."
صحبت این جلسه راجع به دعا می باشد.  
از امام رضا علیه السلام است که فرمودند:برشما باد به سلاح انبیا.پرسیدند مراد از سلاح انبیا چیست؟فرمودند دعا.
جایی دیگر میخوانیم "الدّعا مخّ العباده" اما دعا چیست؟
دعا به معنای خواستن از خداوند متعال است و برخاسته از معرفت می باشد.به این معنا که اگر انسان خدا را شناخت و فهمید که همه خیرات در دست اوست و باور داشت کلام خدا را که فرموده است:"ان من شی الّا عندنا خزائنه"،دیگر امید به غیر او نمی بندد و این است معنای توحید.زیرا اگر امید به غیر خداوند تعالی باشد نوعی شرک محسوب می شود و اگر ذره ای غبار شرک در کسی باشد آن ذره حجابی بس بزرگ بین او و همه ی خوبی هاست.عبد واقعی کسی است که جز از مولایش،از کسی چیزی طلب نکند و این است معنای"الدّعا مخّ العباده".
اگر سوال شود که خداوند فرموده است"ادعونی استجب لکم."«بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را» ولی گاهی به آنچه که می خواهیم نمی رسیم،در جواب باید گفت که این به این معنا نیست که پاسخ نگرفته باشیم.زیرا گاهی مصلحت نیست که آن حاجت فوراً برآورده شود و خداوند اجابتش را به تاخیر می اندازد و گاهی خداوند بهتر از آن را عنایت می فرماید.فرضاً که اینها هم نباشد،ما اطاعت او را کرده و وی را خوانده ایم.بدانیم اجر دعای ما که خود نوعی عبادت است،روزی به ما بر خواهد گشت.گاهی هم انسان بر اجابت دعایش اصرار می ورزد ولی برآورده نمی شود.بعدها می فهمد حکمتی در این کار بوده است. 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 11:36 |

دلم تنــگ شهیـدان اسـت امشب           که همرنگ شهیدان است امشب
من از خـون شهیـــدان شـرم دارم           که خلقی را به خود سرگـرم دارم
زمن پـرسیــد، فــرزنـد شهیـــــــدی          کــه بــابــای شهیــدم را نـدیــدی
به من می‌گفت مادر او جوان بود            دلیــر و جنگجـــوی و پـرتـوان بـــود
نمی‌دانم چه سودایی به سر داشت          به دوشش کوله‌باری از سفر داشت
قــدم در کـوچـه‌بـاغ عشق می‌زد            به جان خویش داغ عشق می‌زد
چه عشقی؟عشق مولایش خمینی       کـــه بـوسـد تـربـت سبــز حسینی
بــه امیـدی کـه از آن گِـل کــام گیرد            بگـریـــد تــا دلـش آرام گیـرد

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 13:58 |
روایت
حضرت رسول اکرم (ص) فرمود،هر که غذای داغ بخورد هفت آفت ملازم او گردد٪غلبه نسیان و فراموشی -خشک شدن دهان-رفتن قوت از بدن -پدیدآمدن نقصان درشنیدن-کم شدن نور چشم-زرد شدن روی-رفتن برکت ازطعام-

*******************************************************

(پیامبر اکرم(ص)فرمود،که در روز قیامت مومن قدم از قدم برنمیداردمگر اینکه سوال کرده میشود از چهار چیز ۱-از عمرش که کجا فانی کرده ۲-از بدنش که کجا پوسیده ساخته است ۳-از عملش که در کجا عمل به آن کرده است ۴-از مالش که از کجا کسب کرده و در کجا خرج کرده است.

*******************************************************

امیر المومنین(ع)فرمود هر کس به   نهایت آرزوی خود برسد باید به نزدیک شدن مرگش منتظر شود یعنی به منتهای آرزو رسیدن علامت فرارسیدن مرگ است .

*******************************************************

حضرت رضا(ع)فرمود بسم الله الرحمن الرحیم نزدیکتر است به اسم اعظم از سیاهی چشم به سفیدیش .

*******************************************************

حضرت رسول اکرم (ص)فرمودند،گریه نکردن چشم از سختی دل است وسختی دل از بسیاری گناه است وبسیاری گناه از بسیاری آرزو است وبسیاری آرزو از فراموشی مرگ است وفراموشی مرگ از محبت به مال دنیا است  پس دنیا سر تمام خطا هاست .

*******************************************************

امیر المومنیت (ع)فرمود که خداوند عالمیان به موسی (ع)وحی فرمود که ای موسی حفظ کن وصیت مرا از برای خود به چهار چیز ،اول آنکه تاندانیکه گناهانت آمرزیده شده به عیب دیگران مشغول مشو.دوم آنکه تا ندانیکه گنجهای من تمام شده است به سبب روزی خود غمگین مباش .سوم آنکه تاندانیکه شیطان مرده است از مکر او غافل مباش .چهارم آنکه تا ندانیکه پادشاهی من ثابت است از غیر من امید مدار.

*******************************************************

 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 17:43 |

خداوندا نمی دانم
در این دنیای وانفسا
كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم
نمی دانم نمی دانم خداوندا
در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.
كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم
نمی دانم خداوندا
به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم
دگر سیرم خداوندا،دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده،پناهم ده
 
كه دیگر نا امیدم من و میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است

و لیكن من نمیدانم دگر پایان پایانم.

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 20:23 |
ــ گاهی دروغ همان کاری را میکند که یک چوب کبریت با انبار باروت میکند.
ــ بهتر است دوباره سوال کنی تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی
.
ــ زمان دوای خشم است
.
ــ در برابر آنکس که عسل روی زبان دارد، از کیف پولت محافظت کن
.
ــ روزی که صبر در باغ زندگیت رویید ، به چیدن میوۀ پیروزی امیدوار باش
.
ــ تملق، سمی شیرین است
.
ــ به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن همان
.
ــ سند پاره میشود ولی قول پاره نمی شود
.
ــ کمی لیاقت، جوهر توانایی در موفقیت است
.
ــ کسی که در خود آتش ندارد، نمی تواند دیگران را گرم کند
.
ــ افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ آنست که در آنجا بمانی
.
ــ بدون دوستان به سر بردن بدتر از داشتن دشمنان است
.
ــ یک دروغ تبدیل به راست میشود وقتی که انسان باورش کند
.
ــ بهترین توبه ، خودداری از گناه است
.
ــ اگر میخواهی قوی باشی ، نقطه ضعف خود را پیدا کن
.
ــ بسیاری از افراد در موقعی که برنده میشوند، می بازند و بسیاری دیگر وقتی که می بازند، برنده میشوند
.
ــ خالی ترین ظرفها، بلندترین صداها را میدهد
.
ــ هرچه قفس تنگتر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 19:29 |

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حلول ماه مبارک رمضان بر تمامی مسلمانان به ویژه هموطنان مبارک باد

 

فضیلت ماه رمضان

روزه

تلاوت قرآن

دعاو استغفار

شب های قدر

 

 

 

 

1- فضیلت ماه رمضان

رمضان ، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابی ] که مردم را راهنما و[ در بر دارنده ] نشانه های آشکار هدایت ومیزان تشخیص حق از باطل است .  سوره مبارکه بقره آیه 185

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود.   پیامبر اکرم (ص)

بدبخت واقعی کسی است که  این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود .     پیامبر اکرم (ص)

رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند .       پیامبر اکرم (ص)

خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند .  امام حسن (ع )

2 -روزه

ای مومنان ! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همچنان که بر پیشینیان شما مقرر شده بود ، شاید که پرهیزگار شوید .  تحف العقول ص 236

روزه سپری است در برابر آتش       پیامبر اکرم (ص)

برای هر چیزی زکاتی است وزکات بدن ها روزه داری است .      پیامبر اکرم (ص)

روزه بگیرید تا تندرست باشید .      پیامبر اکرم (ص)

روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنی غذا خوردن    امام علی (ع)

3 -تلاوت قرآن

کسانی که کتاب [ آسمانی ] را به آنها دادیم ،[و] آن را چنان که شایسته آن است می خوانند ، ایشان اند که به آن ایمان دارند . سوره مبارکه بقره ، آیه 121

در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید .      پیامبر اکرم (ص)

هرگاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید ، قرآن بخواند .     پیامبر اکرم (ص)

از خواندن قرآن غافل مشو ؛ زیرا قرآن دل را زنده می کند و از فحشا وزشت کاری وستم بازمی دارد .   پیامبر اکرم (ص)

4- دعا واستغفار

دعای روزه دار ردّ نمی شود .     پیامبر اکرم (ص)

خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید :« به عزت وجلالم سوگند ، به فرشتگان فرمان داده ام درهای آسمان را بر روی بندگان دعا کننده من بگشاید ».     پیامبر اکرم (ص)

ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه وماه دعا است .  پیامبر اکرم (ص)

ماه خدا به سوی شما روی آورده است ...  جان شما در گرو اعمال شما است ؛ پس آن را با استغفار آزاد کنید . پیامبر اکرم (ص)

دعای شما در این ماه به اجابت می رسد .  پیامبر اکرم (ص)

بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار ودعا  .  امام علی (ع)

در ماه رمضان جز به دعا وتسبیح واستغفار وتکبیر لب نمی گشود .  امام سجاد (ع)

5- شب های قدر

هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود .  پیامبر اکرم (ص)

هر کس از روی ایمان وبرای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود .  پیامبر اکرم (ص)

قلب ماه رمضان شب قدر است .  امام صادق (ع)

هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را درک کرده است .  امام صادق  (ع)

مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست ویک تایید ودر شب بیست وسوم [ ماه رمضان ]  امضا می شود . امام صادق (ع)

 

 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 19:51 |

 

شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه

 می رود. دراین فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم...

رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد...تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.

اما شیطان دیگر، بدون توجه به این حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل دراورد و در برابر مرد ظاهر شد.

گفت: آمده ام به تو کمک کنم.

مرد مقدس گفت: باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی... من در زندگی ام کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم.

و به راه خود ادامه داد، بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است....

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 18:45 |

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

 

 

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن

 

 

☺دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با توست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست مايوس نشو

 

 

☺گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

 

☺ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيدا کنی

 

 

☺انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 18:25 |

قران به جزازمدح علی ایه ندارد

این گنج بود درّ گرانمایه ندارد

گفتم بروم سایه ی لطفش بنشینم

گفت علی نور بود سایه ندارد

می خواست قلم نقطه ی ضعفش بنویسد

بیچاره ندانست علی نقطه ندارد

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 20:47 |
پیامبراکرم:به راستی که شخص مؤمن گناهش را چنان (بزرگ) بیندکه گویا زیر سنگ بزرگی قرار گرفته وترس آن را دارد که برسرش افتد؛ولی کافر،گناهش را چنان (کوچک)بیند که گویا مگسی بر بینی او گذر کرده است
+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 20:43 |

 

 داستان زیر از آرت بو خوالد طنز نویس پرآوازه امریکایی در تایید اینکه نباید خبر ناگواررا به یکباره به شنونده گفت تعریف می کند:

مرد ثروتمندی مباشرخود را برای سرکشی اوضاع فرستاده بود.پس از مراجعه پرسید:

جرج از خانه چه خبر ؟

خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد

سگ بیچاره،پس او مرد.چه چیزی باعث مرگ او شد؟

پرخوری قربان!

پرخوری؟مگه چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت؟

گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد.

این همه گوشت اسب از کجا آوردید؟

همه ی اسب های پدرتان مردند قربان!

چه گفتی؟همه ی انها مردند؟

بله قربان همه ی انها از کار زیادی مردند.

برای چه این قدر کار کردند؟

برای اینکه اب بیاورند قربان!

گفتی آب،آب برای چه؟

برای اینکه اتش را خاموش کنند قربان!

کدام اتش را؟

آه قربان ،خانه ی پدر شما سوخت و خاکستر شد .

پس خانه ی پدرم سوخت علّت اتش سوزی چه بود؟

فکر می کنم که شعله ی شمع باعث این کار شد. قربان!

گفتی شمع ،کدام شمع؟

شمع هایی که برای تشییع جنازه ی مادرتان استفاده شد قربان!

مادرم هم مرد ؟

بله قربان ،زن بیچاره بعد از وقوع آن حادثه سرش را زمین گذاشت ودیگر بلند نشد قربان!

کدام حادثه؟

حادثه ی مرگ پدرتان قربان!

پدرم هم مرد؟

بله قربان ،مرد بیچاره ان خبر را شنید و زندگی را بدرود گفت.

کدام خبر را؟

خبر های بدی قربان،بانک شما ورشکست شد.اعتبار شما از بین رفت و حالا بیشتر از یک سنت تو این دنیا ارزش ندارید.من جسارت کردم قربان خواستم خبرها را هرچه زودتر به شما اطّلاع بدهم قربان!!!

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 20:35 |
اي خداي تنهايان و بي کسان وبي مونسان اي مخاطب اشناي دردهاي نگفتني اگر بنا است بسوزيم طاقتمان ده واگر بنا است بسازيم قدرتمانده اي محبوب جاوداني! اگر نبود غطر حضور تو در تعفن اين لاشه هاي مردار چگونه تاب مي اورديم واگر نبود گرماي دستهاي تو در اين سرماي بي کسي چگونه سر ميکرديم؟
+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 20:23 |
 

 

خدایا تو را می پرستم و تنها تو را دوست

  دارم خدایا به من قدرتی عطا کن که

  بتوانم آن باشم که تو می خواهی .

 خدایا تو را در بی کسیهایم به چشم دل

  نظاره گر بوده ام ، چگونه باید تو را بخوانم؟

  خود نمی دانم.

 خدایا این تویی که همه ی وجودم را به

 تو تقدیم می کنم .

   

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 20:4 |

گفتم علی دل باز شد راهی دگر آغاز شد

نوری به دل آمد مرا آهنگ دیگر ساز شد

گفتم علی دل پاره شد جان در جهان آواره شد

هرکس ندارد عشق او بیچاره شد بیچاره شد

گفتم علی دل نور شد قیر سیه کافور شد

حقد حسد از سینه ام برکند رخت و دور شد

گفتم علی دل زاده شددرد از پی اش آماده شد

جان وا رهید از بند تن آزاده شد آزاده شد

گفتم علی دل شاد شدعالم پر از فریاد شد

در بند دنیا بود دل وارسته و آزاد شد

گفتم علی دل داغ شد گفتم علی دل داغ شد

صحرای جانم باغ شد صحرای جانم باغ شد

گفتم علی دل تازه شد روحم بلند آوازه شد

ره باز شداز لطف حق  این بسته دل دروازه شد

رخساره می شویم علی راهی نمی پویم علی

همواره می جویم تو را همواره می گویم علی 

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 19:36 |

در یک نظر سنجی از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه جالبی به دست آمد از این قرار:
سوال : نظر خودتان را راجع به راه حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟
و کسی جوابی نداد...
چون در آفریقا کسی نمی دانست غذا یعنی چه؟
در آسیا کسی نمی دانست نظر یعنی چه؟
در اروپای شرقی کسی نمی دانست صادقانه یعنی چه؟
در اروپای غربی کسی نمی دانست کمبود یعنی چه؟
در آمریکا کسی نمی دانست سایر کشورها یعنی چه؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 11:28 |

خدایا!!!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.
خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !
خدایا!
 تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم

+ نوشته شده توسط شیدای خسته در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 21:1 |


Powered By
BLOGFA.COM